
فاصله داشت طرز رقتارتبا کمالی که از تو در یادمنقش بست و چنین شدم ویراناز حضوری که مانده در یادمتو چرا این چنین خرامانیمستی چشم مانده در یادموای از حجم ابروان تواز دو چشمی که مانده در یادمتو و لبخند های جادوییمن و چشمی که مانده در یادمقول دادی رها کنی اماای صد افسوس یار در یادمتو و بی محلی امروزمن و آن محله در یادمسر سجاده هم دعا کردمیا رب او را ببر تو از یادم...
ادامه مطلب