اندوهی عظیم

خرید بک لینک

در این هوای گرم از دود

باید یک نفر باشد شبیه تو

از هر رفته ای شاد و از هر نیامده ای غمگینم

احوال روزگار من این است


حالی نمی ماند وقتی نه کسی داری

و نه بی کسی

آخرین راه برای تو همین است


سوختن و ساختن

و اندوهی عظیم و من آن صبحم


خواب را از چشمانم ربوده ای

بیا ای چشم روشن بین


و این برگ از دفتر هم

همان بهتر که نباشد

نبودنها بسیار داریم.... بگذار این یکی باشد


موری می گفت: باید بپذیری و قبول کنی

تنهایی و غمگین بودن را

بپذیر و پس از پذیرفتن


نوبه دیدن تمام داشته ها و خوبی هاست


شاید وقتی دیگر

قناعت...

ما را در سایت قناعت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:34

صفحه بندی