
فاصله داشت طرز رقتارتبا کمالی که از تو در یادمنقش بست و چنین شدم ویراناز حضوری که مانده در یادمتو چرا این چنین خرامانیمستی چشم مانده در یادموای از حجم ابروان تواز دو چشمی که مانده در یادمتو و لبخند های جادوییمن و چشمی که مانده در یادمقول دادی رها کنی اماای صد افسوس یار در یادمتو و بی محلی امروزمن و آن محله در یادمسر سجاده هم دعا کردمیا رب او را ببر تو از یادم...
ادامه مطلب
ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟ همیشه فکر میکردم شاید اگر نباشی فرقی نکند. کسی دلگیرت نشود. بدون چشم نگران و امیدوار زندگی سخت خواهد شد. این روزها تمام تلاش و تمرکز من شده رسیدگی کردن به منی که مدتها بود از آن غافل بودم....
ادامه مطلب